۱۴۰۴/۰۷/۰۴ - ۳:۳۵ ب.ظ - الیاس امیرحسنی -
آرام زدم گام بیایی نشد اما
گفتم که بپرسم به کجایی نشداما
رفتی به زیارت مگر ای دلبر زیبا
شد آرزویم با تو صفایی نشد اما
در کوچه به هر سو نظر انداخته بودم
بینم که کنی جلوه نمایی نشد اما
آن قدر تو زیبایی ومحوم به نگاهت
خواهم که کنی رقص وسمایی نشد اما
پاییز مگر فصل تو و عشق و وفا نیست
گویم که کنم باز ندایی نشد اما
از دیدن تو وجد نشیند به وجودم
خواهش کنم این در بگشایی نشد اما
الیاس برو کارتو تنها به تماشاست
ماهیچ نگاهی نه صدایی نشد اما
این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و نظرات نویسنده ی آن را منعکس می کند .