۱۴۰۱/۰۸/۲۹ - ۱:۱۰ ب.ظ - الیاس امیرحسنی -
چشم خونبار مرابین ومرا هیچ مگو
گوش کن حرف مرا صبرنما هیچ مگو
شمع من باش که پروانه ی نورت باشم
آتشم زن بکشم بهر خدا هیچ مگو
حبه ای از لب قندت بده تا خوش بمکم
به ..... و ...... و بقیه رفقا هیچ مگو
تا کمی عشق بنوشم زدو چشمت ساقی
مست مستم کن واز زهد و ریا هیچ مگو
تا جهان بوده همین بوده و تا هست همین
بگذر از کرده ام ای یار به ما هیچ مگو
گفته الیاس ،اگر ،برقدمت می میرم
راست گفته است بیا زودبیا هیچ مگو
این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و نظرات نویسنده ی آن را منعکس می کند .