۱۴۰۵/۰۶/۰۱ - ۹:۵۶ ق.ظ - الیاس امیرحسنی -
ای کوه کمرسیاه زیبا
آورده ای ام دوباره اینجا
من راوی قصه های دردم
کبک دری هوای سردم
تاریخ نگار صخره و سنگ
صراف دلی همیشه دلتنگ
ای کوه بزرگ رازقانم
ای قلعه و قصر وپادگانم
هشت در بودت خفی نهانی
سوقی است درآن شکم جهانی
دروازه ای از امید داری
صد قرن بود که پایداری
چون بر تو نظاره می نمایم
تازه شود آب وهم هوایم
کاکوتی تو چه بوی دارد
آویشنت آب روی دارد
دارم هوس به قله رفتن
قل دادن سنگ وغم شکستن
ای روح عظیم آفرینش
درکی بده با شعور وبینش
چپ چپ بنهم پای خود را
پیدا بکنم جای خود را
ای کوه بلند زادگاهم
قله است همیشه جایگاهم
قدر من وتو کسی ندانست
میقات تورا خسی ندانست
تقدیم تو باد شعرم ای کوه
آغوش توباد دیرم ای کوه
این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و نظرات نویسنده ی آن را منعکس می کند .