۱۴۰۵/۰۴/۲۳ - ۷:۱۴ ب.ظ - الیاس امیرحسنی -
با یاد گل سرخی آمد غزل این گونه
بیهوده چه می جنگی بود از ازل این گونه
از هر چمنی یک گل آوردی و بنشاندی
شهد وشکر آوردی کردی عسل این گونه
دارم زتو خواهش من لطفا بپذیرحتما
دور از نگه اغیار بنشین بغل این گونه
وقتی که تو می گویی اخلاق بدی دارم
این گونه نبودم که گشتم بدل این گونه
آه ای دل دیوانه خواهی شوی افسانه
گویند چرا کردی آخر عمل این گونه
درمان تو باشد این آیی زخودت بیرون
مغروق خیالاتی گفتم مثل این گونه
الیاس تو را دیدم درباغ که می خندی
با خنده بمیری کاش آید اجل این گونه
این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و نظرات نویسنده ی آن را منعکس می کند .