لوح ساده

لوح ساده

لوح ساده
نوشته ها شعر ها وتحقیقات 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
خبر ومقاله نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 مرداد 1390 توسط خسرو امیرحسینی | نظرات (0) به همت اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ساوه مراسم بزرگداشت تیلیم خان درتاریخ 26/4/90 برسر مزارش در روستای مرغی برگزار شد . این مقاله توسط اینجانب در آ ن مراسم ارائه شد ه است .دراینجا در دو قسمت ارائه می شود. قسمت اول: بسم الله الرحمن الرحیم محور فرهنگ وادب: رازماندگاری تیلیم خان خسرو امیرحسینی ، فرهنگی ، نویسندة 16 عنوان كتاب در زمینه مهارت های اساسی زندگی ( روان شناسی) ونویسندة كتاب تیلم خان در دست چاپ وكتاب ساوه در گذر تاریخ چكیده : مهم ترین عامل ماندگاری انسانها برنامه داشتن برای زیستن وبهتر زیستن است.با اندیشه با تلاش و پشتکار است که می توان موفق بود و باقی ماند، شما می توانیدجای هر کسی که بخواهید باشید به شرط این که تلاش و پشتکار داشته باشید. كافیست،برای ماندگاری برنامه مدون داشته باشید. ، توکل وایمان به خداوند ، به انبیائ واولیای الهی ، عشق ورزی ومهربانی با مردم ، وطن دوستی وبی تفاوت نبودن در برابر مسایل ودغدغه های اجتماعی مردم ، علم وآگاهی ، صداقت ویكرنگی، اصالت وشرافت خانوادگی ، بامردم بودن ، صبر وشكیبایی ، مناعت طبع ، اخلاق مداری ، تلاش مستمر و بدون وقفه، تدبیر ودرایت ، تواضع وفروتنی ،پرهیز ازدنیا پرستی و ظلم ستیزی، از مهم ترین مؤلفه های ماندگاری وبزگترین رازهای ماندگاری تیلیم خان هستند.همة این ها از علایم برنامه داشتن برای بهتر زیستن وبهتر خدمت كردن وجاوید بودن است. مقدّمه: همان طوركه انسان ها متفاوتند راز ماندگاریشان نیز متفاوت است .مثلاٌ انبیا در تاریخ مانده اند، چون رسولان فرمان و صاحب كرامات ومعجزه هایی با اذن الهی بودند . امامان در تاریج بشریت جاویدانند، چون ادامه دهنده راه انبیا واسوه والگوهای بشریت بودند . یزیددرتاریخ ماندگاراست، چون بی بدیل ترین ظلم وجنایت تاریخ را مرتكب شده است .چنگیزخان مغول در تاریخ ایران مثال زدنی وماندگاراست، چون در قتل وغارت وجنایت در عهد خود بی نظیر است .بنابراین ماندگاری انسان ها یكسان نیست . همواره دودسته ازانسان ها ماندگار می شوند: ا-كسانی كه كارهای انسانی ، الهی ومثبت انجام می دهند . 2- كسانی كه آزار واذیت انسان ها وجرم وجنایت تاریخی بی نظیر یا كم نظیر انجام می دهند. با این مقدمه وارد اصل موضوع می شویم.«راز ماندگاری تیلیم خان چه بوده است؟» بی تردید بنا به نتایج كنكاش وپژوهش اینجانب، تیلیم خان از جمعی انسان های دسته دوم نمی باشد.به همین دلیل رازهای ماندگاری اورا در مثبت ها باید جستجو كرد . مثلاً عشق به خدا ، به مردم ، به وطن و.... ایمان و عشق به خدا : واژه، وا‍ژة كلام تیلیم خان برخاسته از ایمان قلبی وعشق به خداست. مثلاً می گوید: تیلیم دییَر بو زمانا دونیا قالماز سُلیمانا قازاندیقین وئر ایمانا ایمان سوز جانو ، نئیلرسن؟ بدیهی است ، تنی كه در او ایمان نباشد ، اراده ، اخلاق وتفكر مفید فایده نخواهند شد. ویادر جای دیگری می گوید: ای گؤیوی ، گَل طالب اول سن تانی حیّ اكبری خلقتیندن خلق ائدیبدیر شمس وقمَری ، اختری یا در شعر دیگری باز می فرماید: بندة خدایم اومّت رسول ذیكر الهی دن اؤلمانام خموش چاكیرِ حیدرم ، دوست ِ خاندان عمل صالحی حق ائیله سین نوش كسی كه چنین باشد نمی تواند از یادبرود.چون ذوب در الله است .پس تا الله هست او نیز هست . تاایمان هست او زنده است .چون اعتقاد دارد ، کسی هست که به او کمک می کند. همان که می آید، از جانب خدا ماموریت داردتا فردی را به كمال برساند ، ماندگار كند وآیه مبارك« ، فتبارك الله احسن الخالقین[1] » را اثبات كند.راز ماندگاری چیزی نیست كه كسی خودش داشته باشد. قرعه است ، هركه را او بخواهد به نامش زده می شود. فرد ماندگار از خود می پرسد. چه کسی دست من را گرفت ؟چه کسی انگیزه ام را برانگیخته کرد؟ چه کسی نهادم را بیدار و هوشیار کرد و آن چیزی که باید می بوده و هست را به من داده؟. این ها راز است. ،اگر کسی نگاهش به کارها و فعالیت های علمی فقط ارضای کنجکاوی های خودش نباشد و به این فکر باشد که در خدمت مردم مملکت قرار بگیرد، همین مسئله می تواند مولفه ای برای ماندگار شدنش باشد. یكی از راز های ماندگاری تیلیم خان همین است كه هیچگاه از یاد خدا غافل نبوده است . عشق به پیغمبراسلام وائمه اطهار (ع): همان طور كه خود پیامبر (ص)وائمه اطهار(ع) به عنوان خالص ترین بندگان خدا همواره در طول تاریخ مسلمانان به خصوص شیعیان ایران ماندگارند، بطوریقین دوستداران ومریدان آنان نیزمانا خواهند بود .وقتی كسی ارادت را به حدی می رساند كه خودرا سنگ آستانة در امام حسن وامام حسین (ع) و دوست خاندان می داند .نمی تواند ماندگار نباشد. دراین باره تیلیم خان می گوید: بنده ی خودایم اُمّت رسول ذاكیرم ، ذیكریم دیر منیم بسم الله علی شیعه سی یم ، پاك وموتّقی دوستِ خاندانم، الحمدلله ویا این كه : بیرداشام درینده حسن ، حسینین زین العباد، باقر، اول نورِ عئینین جعفرِصادقین، هم كاظمینین لوطف ِ نظریندن ایسترم اؤپوش عشق به مردم ومهر ورزی : یكی از رازهای ماندگاری تیلیم خان مهرورزی ومحبّت به همنوعان ، بخصوص همشهریان خود است .چنانكه می گوید : محبّت اؤلمایان یئرده باغ وگولشنی نئیلرم؟ بیر بارهاركی خزان اؤلسون باغ وبستانو نئیلرم؟ محبت از نیازهای اساسی انسان است . جایی كه محبت نباشد ، زیبایی های ظاهری وزرق وبرق های دنیایی كه همه زوال پذیر وامانت در دست انسان هستند ، چگونه می توانند ماندگاری ایجادكنند .آنها كه خود موقتی هستند هرگز نمی توانندثبات ودوام به وجود آورند .پس صفت محبت ومهربانی است كه تا ابد می ماند ونقش بر خاطره ها می زند. در این مورد تیلیم خان می گوید : آیرولمام قوووم قارداشدان گئچرم جانودان باشدان اینسانام، دگیلَم داشدان حُكم ائیله، مهریم اوتانما عشق به وطن : تیلیم خان علاوه بر این که زادگاه خود و مردم دیارش را دوست می دارد؛بلکه به تمام ایران عشق می ورزد و در مقابل بیگانگان با تمام وجود از آنان دفاع می کند. به طوری که در یکی از اشعار ردیف دارخود حساسیت خود را نسبت به جنگ با عثمانی به وضوح نشان می دهد و تمام ایرانیان را از هر نژادی و با هر زبانی به اطاعت از رهبری "عباس میرزا" دعوت می کند و به شیعه بودن خود می بالد. هرچند كه تیلیم خان از شاهان و شاهزادگان قاجار و اجحاف آنان نسبت به مردم مطلع بوده وازاین عمل نابخردانه نیز ناراحت بوده است.ولیکن زمانی که (عثمانی ها )بسیج شده بودند تا تمامیت ارضی ایران را به خطر اندازند از فتحعلی شاه قاجار حمایت می کند تا وحدت رهبری در حکومت ایران تقویت شود و در این باره می فرماید: فتحعلی شاه قاجار ایرانین گولو باغلایوبدور احر[2]ام ،روم اوسته گلیر ********** یا این كه : عباس میرزا آذربایجان سرهنگی یوزمین اردوسووار،یوزمین فیرنگی چرخه چیدیر اهل ایران پیش هنگی ریکابیندا نئجه،خانلار یئریدی نئچه مین شاهزادا تمام داوطلب بعضی شام آرزولار،بعضیسی حلب روز مصاف شیر شیکار، ببر طبع صاحیب شوکت و شانلار یئریدی ایران ایگیدلری هر دین ودوندان كتلیدن ، شهرلیدن، یوخسولدان، خاندان آلماق اوچون ایمام حسین قیصاصین شیعه لر و مسلمانلار یئریدی در رکاب عباس میرزا شاهزادگانی بودند که داوطلبانه با او همراه شده بودند و علاوه بردفع لشگر عثمانی، مقصد کشورگشایی تا سوریه و حلب را نیزداشته اند که تیلیم خان از این موضوع غافل نبوده ودر بیت زیر می گوید؛ نئچّه مین شاهزادا تمام داوطلب بعضی شام آرزولار ، بعضیسی حلب همین زیرکی ایشان نشانگر آن است که در حد لازم از علوم سیاسی زمان خود نیز باخبر بوده وبه تماتمیت ارضی كشورخودعشق می ورزیده است. عدم بی تفاوتی به سرنوشت اجتماع : تیلیم خان از وضعیت نابسامان اجتماعی دوران خود رضایت لازم را ندارد . به طوری كه نارضایتی خود را از به هم ریختگی وضعیت در موقعیت هاوجاهای مختلف به تناسب حال بیان می كند. ازجمله درشعرزیر می گوید: ای آقالار بد زمانه اؤلوبدور دؤولتلی یانوندا غول دؤلاندورار یاد اؤلوب محبّت،گئدیب صداقت ایندی زمانه نی پول دولاندورار یاخچواؤلور گؤرجستاننون قریسی ساوالان قاروندان آقدو دریسی یالان دانوشماقون بودور سزاسو اؤز، اؤزه چاتاندا ، دیل دولاندورار وارلواؤلسان قؤوم، قارداش یاپوشار یؤخسول اؤلسان اطرافویدان قاچوشار دوشمن اؤلوب دالدالایدا دانوشار دوروب اؤرتالوقدا میل دولاندورار یاخچونه دیر ، یامان نه دیر ، سئچمه یَن آداملوغون شربتینی ایچمه یَن آروادو یانونداسؤزو گئچمه یَن ایندی بَگ اؤلوبدو ائل دولاندورار تیلیم خانام ، حالوم اؤلوب پریشان یارون اؤخو، سینمده دیر زرنیشان بی تصیب قؤوومودان تصیب لی دشمن گلَر قبریم اؤسته گؤل دولاندورار -------------------------------------------------------------------------------- [1] [2] احرام =كفن علم وآگاهی سواد: تئلیم خان فردی بسیار ملّا و باسواد بوده است . علاوه بر زبان ترکی و فارسی به ادبیات عرب نیز آشنایی داشته است؛زیرا از مشاعره ای که با ملّا هادی الویری،جعفر بیات،مجتهد آغا مسیح و حسن قزوینی داشته ،این ادعا کاملا مشهود است. مثلاً می گوید: مثل دریا ، گوهرلرین كانویام هركیمسه غوّاص بحرایسه گَلسین غزلییات دا ، ادبییات دا سرابام هركیم جسر وشط ونهر ایسه گلسین یادر جای دیگر می گوید: ایگید او دور اهلِ عرفان یانوندا دمَه دم قاتمایا ، وئره بیر دم گوش سوروشسالار اصولِ دین نئچه دی ؟ عرب خمس و فارسی پنج وتوركو بِش در موضوع تربیت: تئلیم خان نیز مانند سعدی و مولانا "اصل و نصب را در تربیت مهم می دانسته است" و بر حدیث مولای متقیان تاکید کرده است "اتّقی من شرّ احسنت الیه" و در این باره می گوید: ناجینس گوتورمز تربیت یولوندا چوخ چکمه زحمت هرقدر وئررسن نصیحت اصلی یوخدور،حالی اولماز سعدی می فرماید: " اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است." تیلیم می گوید: هرسوگوتَده ا ولمازحیوا آق چیرك اولو، اولمازقارا هرینگی كُت اولماز آقا ذاتوناباخ، منیم جانوم تیلیم خان معتقداست افراد بوقلمون صفت ، افرادی كه اصل وریشة درستی ندارند ، افرادی كه زمان ، موقعیت وشأن ومنزلت دیگران را نمی شناسند اگر بنا به شرایط یا دلایلی به موقعیت وجایگاهی هم برسند ، آن موقعیت یاجایگاه مانند كُت بلندی خواهد شدكه برتن فردی كوتاه كنند. دراین باره نظر خود را چنین بیان می دارد : گُرگ بییابانومیش ائیلمَزلر اگر كی سوت وِرسه یاغو یاغ اُلماز هرالوان چیچگه لاله دئمز لر رنگی احمر اُلسا ، داغو ، داغ اُلماز بی صیفت كیمسه لر بی ایقرار اؤلور سرو و صنوبرده مگر بار اؤلور؟ باغ اؤلان مشّجر ، ثمردار اؤلور بییاباندا آغاج بیتسه ، باغ اُلماز یوزده هر لكه یه دئمگ اُلماز خال علی مرتبه سین بیلمز هر ابدال بولاقدان سو جو شار گلَر ماه و سال هر چالادان چیخن زِه ،بولاق اُلماز تؤیداغمگین اؤلوب هر یاسداگؤلمه بویؤلو اُزویه مرتبه بیلمه هرمزار اوستونده بؤركویو چالما اؤلوسوز قبیره آغلاماق اُلماز تیلیم ، گؤل یئرینه خار نئجه گئدر؟ شكر قیمَتینه قار نئجه گئدر؟ لاچین اؤو گاهونا سار نئجه گئدر؟ قارقا بولبول اُلماز ، بولبول زاغ اُلماز درعرصة روان شناسی نیز ید طولایی داشته وداری سبك ونظر خاصی می باشد . به عنوان مثال تیلیم معتقداست؛ ژنتیك ویا به قولی اصالت، در تربیت وتكامل شخصیت انسان نقش اصلی را ایفا می كند.او همچنین به استحكام خانواده كه محور آن زن است ، توجه ویژه نموده وزنی را برای ازدواج وهمسری مناسب می داند كه از اصالت ، نجابت وسلامت ژنتیك برخوردار باشد. از این منظر تیلیم ، روان شناسی است اصالت گرا. وی معتقداست انسان هایی تربیت پذیرند كه فطرتاً گرایش به پاكی در نهاد آنها وجود داشته باشد. او می گوید: در انتخاب همسر كه ركن اساسی خانواده است ، باید به معیار هایی مانند: چهره ، تناسب اندام ، سن ، خوش اخلاقی واصالت توجه شود . گؤزل لرده اوچ نیشانا گركدیر اوّل نیشاناسو، خوش رُخسار اؤلا باشوكیچیك ، مینا گردن ، بئل اینچه اَل ، اَیاقو بؤلور كیمی آغ اؤلا بیر مارال باخوشلو، بالدورو یؤقون اَتی ، بَنَك ، بَنَك، بوغون به بوغون اَت گله بورویه دیزین تؤپوغون تیتره یه قویروق تَك، یوموشاق اؤلا جوانلوق سئوداسو عشقی ، باشوندا قلمی اُینایا گؤزو ، قاشوندا حدّ تكلیف اُندورت، اُن بئش یاشوندا نه اُندان چوخ بؤیوك ،نه اوشاق اؤلا آغ یوزه چِكیله قارا قاشلاری آغوزدا دوزوله ، اینجی دیشلری دؤرت یانون بورویه قارا ساشلاری تارایوب هؤرنده بیر قوجاق اؤلا جان قوربان ائیله یه ی اُ قلم قاشا آغ اؤزه توكوله خال ، قوشا ، قوشا یارگرك یارویدان گؤلوب دانوشا بئش گؤن بودونیادا ، خوش داماق اؤلا گویاكه تیلیم خان در دوران جوانی، صاحب ملک و باغ فراوانی نیز بوده است و در رشته کشاورزی و باغداری كه شغل قالب مردم اطراف خودنیز بوده تخصص خوبی داشته است. شاید علت آن برخورداری ایشان از نعمت سواد و یا هوش سرشارش باشد. در این زمینه نیز به مصداق"ذکات العلم نشره" تخصص خود را به زیبایی و با زبانی ساده نشر می داده است: ایسترسن کی،باغون حاصیل خیز اولا چینه سی چاردیوار اوجا گرکدیر ارخینی پاک ائیله،بندینه یئتیش سویونون نوبتی گئجه گرکدیر كردیسی اؤن دؤرت گام ، پانلارو آیرو ائله سووارگونان، قالماسین قورو آب برین چمنله ، خاك آبو دورو باغبانودا اوصولّوجا گرکدیر ایسته ئی قیسی ، سرخ سیب بادامو، گؤیجه سی ، هلو سو نجیب گؤرَن اَحسن دئیه ، ائده تعجّب پیوندیدن حرَص اؤنا گركدیر باغ کسمه یه لازوم اولور اوچ ارهّ گره ُبر، سره بُر،کولوس بُر ارهّ یاخچو بارگاه دره ، اؤزومون سره زكاتونو وئرمك ، آجا گركدیر بیل دارونا وئرن ، مغیزلی خوراک چاپدورا بئلینن باتمان، بئش چرک تیلیم دئیَر من بیلیرم بو اندك سیز بویورون بَگلر ، نئجه گركدیر؟ با این اوصاف می توان گفت؛ تیلیم خان شخصیتی چند وجهی دارد ؛ یعنی عالِم ، عابد ، زاهد ، عامل ، عاقل وعارفی است كه در عرصه های مختلف علوم زمان خود صاحب نظر، دانش و مهارت می باشد . شخصیتی است كه در سیره وسلوك خویش ، زشتی ها وزیبایی ها ، پستی ها وبلندی ها ، دانستن وعمل كردن را درهم آمیخته ویادگاری از خود بر جای گذاشته كه راهنمای عمل زندگی سعادتمندانه واثربخش است . او عارفی است كه خود واطراف خودرا و نیازهای آن اجتماعی كه زندگی می كرده است را به خوبی شناخته وبرمبنای شناخت وبصیرت می گوید : شهادتدیر رُكنوم ، منیم ایمانوم لا دئینجه آچار اؤنو الی الله ناماز دا قیبلم دیر كعبة جلیل كیتابوم قورآنودور ، مئلتیم خلیل دین ایسلاموما ، بس اودور دلیل علی نبی ، محمّد رسول الله یا سئوال وجواب هایی كه مطرح می كند حاكی از عرفان عمیق و بصیرت اوست .به عنوان مثال: گل ،گل عاشوق آلوم سندن بیر خبر هانسو شاهدور، نه مكاندا تالاندو؟ هئچ كیمسه اؤلمادو دادونا چاتا اؤنون دیوانی ،نه گونه قالدو؟ نه كیمسه ییدی هارداچاتدو، علاجه اؤنه دیركی واجیب اولدو افواجه؟ هانسو شخصی ایدی ، سفرائتدی معراجه بویور اُ شخص ، نه مكاندا دایاندو؟ هئچ وقت خاموش اؤلماز ، نئجه داغودو میوه سی توكَنمَز ، نئجه باغودو؟ اؤكیمیدی عمّامه سی آغودو سؤیله گؤرك نه مكاندا ، بویاندو ؟ تیلیم ، كیمدیراؤ ، كیملَرین سروری ؟ نه كلامدو اؤنون دیلی اَزبَری؟ نه آتو وارودو ، نه ده كی پری سئویله گؤرك ، نه مكانو دولاندو؟ ( جواب ) گل،گل عاشوق سنه خبرسئویله ییم حسین ایدی كربلا دا تالاندو هئچ كیمسه اؤلمادوچاتا دادونا اؤنون دیوانو محشرده قالاندو خلیل الله غار دا چاتدو علاجه مكه واجوب اؤلدو جمع افواجه حضرت محمّد گئتدی معراجه اؤدؤردومجو آسماندا دایاندو خاموش اؤلماز جهنّمین داغودو میوه سی توكنمَز جنت باغودو محمّدین عمّامه سی آغودو اؤاوچومجو آسماندا بویاندو اوعلی دیر اؤولیالار سروری اسم اعظم دیر دیلینین ازبری نه آتو وارودو ، نه دكی پری تیلیم دییر: یئری گؤیو دولاندو آشنایی با انواع صنایع شعری: از روزگاران گذشته تا کنون شعر همیشه دارای وزن و قافیه بوده و ادبیات ترکی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بی تردید هرچه زمان جلوتر رفته ((وزن و قافیه)) نیز صیقل خورده و تکامل یافته است.ضمن این که آهنگ دار شده است با موسیقی نیز عجین و به تدریج عناصر عروضی نیز با او ظاهر گشته است. تئلیم خان یکی از شعرای ترک زبان است که اساسا از هجا و اوزان عروضی در نوشته های خود استفاده برده است؛ چون او به زیبایی از ادبیات مکتوب و شفاهی گذشتگان ترک زبان آگاهی داشته و بهره جسته است.به عنوان مثال در باره ی تجنیس و مخمسمی گوید: دشت مخمسده شیر وحشیم تجنیسده گولاب دو دئیل آتشیم همچنین در بیتی نیز به مربع ،مخمس ،مسدس و سایر صنایع عروضی اشاره می کند.هرچند كه غزل در اشعار او کم دیده می شود. ولیکن چند ((مستزاد)) و ((مخمس)) نیز دارد. به عنوان مثال: ای نسخه ِ گول،نرگیس وا لا،قوربانین اولوم قدینه موزون حریر و آلا، قوربانین اولوم عشقین شیکسته سی یم،چولا قوربانین اولوم مجروح تیر مژگانام گل آ، قوربانین اولوم قدمین مبارک اولا،نولا قوربانین اولوم مایلم اول قدوقامت،شوکت و شانا دیلبریم عقلیمی زایل ائیله ییب،خاللاری دانه دیلبریم آت غمزه لرین ،تیرینه سینه م نیشانه دیلبریم مروّت قیل،انصاف ائیله،گلدیم امانه دیلبریم سن منی تشبیه ائیله دین، شیخ صنعانه دیلبریم ای گووول،اولما بوالهوس،ترک ائیله تامام آرزونو/ زاهید ریا اولما گینان،حقه یئتیر گفت و گو نو رام ائیله،سالما ایلغارا،ساخلا بو نفس بدخونو/ اول اوزو داخیل اولور،هر کس کی،قازاقویونو هر بشره خئیرخواه اول،نقص مسلمان ایستمه
[ 90/05/09 ] [ 11:37 بعد از ظهر ] [ الیاس امیرحسنی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و نظرات نویسنده ی آن را منعکس می کند .
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
37100333560001494192.jpg 96260338020910716627.jpg 83955262833049991140.jpg 98325133778260761837.jpg 13192359678334923848.jpg 92432663168918956254.jpg 76601056360317491608.jpg 97977203776596473316.jpg 06154878930492197365.jpg 49359353798067859124.jpg